سانفرناندو، قبلاً، اين كار را شروع كرده بود؛ ولي با اعتدال؛ آلفونسو با شور و پشتكاري خارقالعاده بدان پرداخت. وي فرمان داد
كليله و دمنه، سرّالاسرار، قرآن، و مجموعهٴ كاملي از آثار نجومي و فيزيكي را از عربي به كاستيلي ترجمه كنند. مسلماً او بيش از همه به اخترشناسي علاقهمند بود، و مكتبي از مترجمان تشكيل داد كه مهمترين كار آنان ترجمهٴ آثار نجومي قدما و مسلمانان به زبان كاستيلي بود. در فصلهاي مربوط به اخترشناسي و فيزيك بدانها خواهيم پرداخت. در اينجا ميتوان خاطرنشان شد كه فعاليت آلفونسو در اين جهت آنچنان جامع و موفق بود كه شايسته است وي را پدر علوم اسپانيا بناميم.
ترجمهها نه توسط خود پادشاه بلكه تحت نظر وي صورت گرفت. مهمترين همكارانش يهودي بودند: يهودا بن موسي كوهِـن، سمويل لاوي، ابوالعافيه، اسحاقبن سيد هه ـ حَزَن، ابراهيم الفقين طليطلي؛ ولي چندين تن مسيحي هم با آنان كار ميكردند گيان آرِمون داسپا و خوان داسپا، جوواني مسينايي، جوواني كرمونايي، فرناندوي طليطلي، و يك تن برناردو نام.
برخي از مسيحيان بعضي از ترجمههاي اسپانيايي را به لاتيني يا ايتاليايي برگرداندند، ولي اين موضوع ديگري است.
فعاليت عظيم مكتب آلفونسو در اواخر سده، به صورتي خامتر از طرف دينيش آزاده، پادشاه پرتغال، تجديد شد. به فرمان وي برخي آثار به زبان پرتغالي ترجمه شد. ولي برايم روشن نيست كه آيا آنها از عربي ترجمه شده يا از كاستيلي.
4. از عربي به عبري. تا اين جا از انتقال معارف عربي به مسيحيت غربي سخن گفتهايم. اكنون انتقال همزمان آن را به قلمرو يهود بررسي ميكنيم. باز تعداد مترجمان چندان زياد است كه بايد آنان را به سه گروه كوچكتر تقسيم كنيم: الف) اسپانيايي؛ ب) پرونسي؛ ج) ايتاليايي. طبعاً اين گروهها شامل يهوديان شرقي نيست، چون اساساً اين يك فعاليت غربي بود.
الف) گروه اسپانيايي. (در اين جا اسپانيا را به مفهوم وسيع كلمه گرفتهام كه شامل تمام شبهجزيره ميشود). سليمانبن ايوب غرناطي يكي از رسالههاي كلامي ابن ميمون، دو رسالهٴ نحوي ابن جناح، يك رسالهٴ طبي ابن سينا، و يكي از شرحهاي ابن رشد بر طبيعيات ارسطو را ترجمه كرد. شم طب بن اسحاق طرطوسي شرح ابن رشد بر
كتابالنفس و دو كتاب طبي مهم عربي، يعني كتابالتصريف ابوالقاسم زهراوي (1285)، و
كتاب الطب المنصوري رازي (1264)، را ترجمه كرد. در اواخر عمر، به ترجمهٴ مجدد فصول بقراط به عبري پرداخت (كه در ميان يهود رواج زيادي يافت)؛ اين ترجمه داراي ارزش ويژهاي است چون حاوي شرح پالاديوس طبيب بر فصول بقراط است كه فقط از اين طريق آن را ميشناسيم. زرحيه گراتيان اهل بارسلون، برخي رسالههاي ارسطو، كتاب العلل، شرح تميستيوس، فارابي، و ابن رشد؛ رسالههاي طبي جالينوس، ابن سينا و ابن ميمون را ترجمه كرد. شم طببن فلقره منتخبات زيادي از ينبوعالحياة ابن جبرول